جعفر حميدى
127
تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )
نمود . تا غارتگران يأجوج و مأجوج نتوانند به سرزمينهاى جنوبى راه يابند . شخصيت افسانهاى يا حقيقى ذو القرنين پيوسته مورد توجه و مداقهء محققان و مورخان بوده است . گاهى چنان در اين باره به توهمات پرداختهاند كه شخصيت واقعى او ، كم تأثير شده است . و حتى نوابغى چون ابو ريحان بيرونى و ابن سينا نيز در حدس و گمان خود ، از واقعيت به دور افتادهاند . مثلا ابو ريحان در آثار الباقيه مىگويد : « برخى ذو القرنين را مردى به نام « اطركس » دانستهاند . و برخى نيز گويند ، مندز بن امرى القيس ، ذو القرنين بوده و اعتقادات عجيب دارند و گويند مادر او جن بوده است . بعضى نيز صعب بن همال حميرى ، و گروهى ابو كرب شمريرعش - بن افريقس را اين لقب دادهاند ، و من گمان كنم كه اين لقب را به پادشاهان يمن بهتر مىتوان نسبت داد . » « 1 » با اينكه شخصيت ذو القرنين با تمام حدس و گمانهايى كه مورخان اسلامى و غير اسلامى زدهاند ، كاملا بر كسى آشكار نشده ، بيشتر شواهد و قرائن موجود نشان داده و ثابت نموده كه شخصيت ذو القرنين در وجود كوروش ، پادشاه بزرگ هخامنشى يافت مىشود . و مولانا ابو الكلام آزاد بر اين مدعا مهر تأييد زده است . در سالهاى اخير محقق ديگرى به نام امير توكل كامبوزيا ، در رسالهاى فاضلانه ، پادشاه چين « تسنچى هوانگتى » را ذو القرنين قرآن معرفى كرده ، و ديوار چين را همان ديوار يا سد ذو القرنين ياد نموده است . همچنين ، آيات قرآن در سورهء كهف را تفسير و ذو القرنين را با « تسنچى هوانگتى » تطبيق نموده است . اما ، در مقايسه بين نظرات امير توكل كامبوزيا و آيههاى شريفهء قرآن به اين نتيجه مىرسيم ، كه استاد كامبوزيا ، آيات قرآن را طبق موازين زمينشناسى بررسى نموده ، از ديوار چين صحبت مىكند . كه با سد ذو القرنين تفاوت دارد . در كتاب استاد كامبوزيا مىخوانيم « ساختمان سد 6000 كيلومترى چين دو حصن و حصار مستدير خيلى عظيم از شمال پكن به طرف مشرق چين ممتد شده و در خليج « پيچلى » خاتمه يافته و سد غربى مانند حصار كشور مانندى به طرف چين ممتد شده و به رود غربى آن كشور ( هوانگهو ) خاتمه يافته ، و در زبان عرب ، « قرن » را به حصار و باروهاى عظيمه مىگويند و بودن يك چنين دو حصار عظيمى
--> ( 1 ) . ابو ريحان بيرونى . آثار الباقيه . ترجمهء اكبر دانا سرشت ( تهران ، ابن سينا ، 1352 ) ص 59 - 65